X
تبلیغات
¤حلقه عشق¤

¤حلقه عشق¤

halghe-eshgh


یه بار دیگه میخوام تولد تنها معبود زمینی مو،کسی که تا عمر دارم منتظر اومدنش هستم رو تبریک بگم.دلم میخواد تو این روز همه دنیا شاد باشند و جشن بگیرن.

البته توی هفت آسمون همه ناراحتن.چون یاد روزی میافتند که یکی از فرشته هاشون بالهاشو گذاشت و اومد روی زمین.

نمیدونم الان کجاست،به کی و چی فکر میکنه،با کیه،حالش چطوره و...

اما میخوام با تمام وجودم فریاد بزنم و بهش بگم...

معبود زمینی من،دوستت دارم و تا عمر دارم می پرستمت و منتظرتم.

فرشته ی بی بال من،

                               تولدت مبارک

[ دوشنبه 1392/02/16 ] [ 17:56 ] [ ghazale ] [ ]


               ***توجه***

سلامی دوباره به دوستای خوبم.با اینکه بعضی هاتون خیلی بی معرفت شدین و سر نمیزنین اما من بازم دوستتون دارم.چند خبر و حرف و خواهش دارم.

اولا که من از یه زلزله زنده موندم خداروشکر.خیلی ترسیدما اما به لطف خدا به خیر گذشت.

دوما که از وب من راضی هستین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب بیاین و نظر بدین و انتقاد کنین.هر تغییری که دوست دارین تو وبم ایجاد بشه بگین.هر کاری بگین انجام میدم تا از وبم راضی باشین!!!!!!!!!!!!!!!

راستی میخواستم بگم هر کدومتون که دوست داشتین و مارو قابل دونستین آدرس فیس بوک و ایمیلتونو برام توی کامنت هاتون بذارین.

من یه معذرت خواهی هم بهتون بدهکارم که دیر به دیر میام و مطلب میزارم.به خدا نت ندارم و میام کافی نت و فقط هفته ای یه بار میتونم بیام متاسفانه.

اما اگه شما حمایتم کنین و زود زود سر بزنین منم شارژ میشم و سعی میکنم زود به زود بیاااااااااااام.

راستی از عشق من خبری پیدا نکردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواهش میکنم هرکی میتونه کمکم کنه این موضوع خیلی برام مهمه به خدا.همه ی زندگیم درگیر این موضوعه.خواهش میکنم به خواهرتون کمک کنین.منتظرما

راااااااااااااااااااستی تصمیم گرفتم یه وب دیگه هم بسازم قاطی پاطی.هر کسی هر چیزی که خواست میذارم تا همه ازش لذت ببرن اما تا شماها اجازه ندین و تایید نکنین عمرا اگه بسازم.

پس در آخر من منتظر کمک هاتون،خبر هاتون و انتقاد هاتون و اجازه هاتون هستماااااااااااااااااااااااا.خیلی منتظرم نذارین هااااااااااا.

[ دوشنبه 1392/02/16 ] [ 17:55 ] [ ghazale ] [ ]


نمیدونم چند نفر از شما عاشقه و مثل من دلشکسته و منتظر.

فقط با تمام وجودم برای همه تون آرزوی شادی دارم و ازتون میخوام کمکم کنید.

[ دوشنبه 1392/02/16 ] [ 17:54 ] [ ghazale ] [ ]


سلام بچه ها واقعا که اگه من آپ نباشم دیگه محلم نمیزارین و برام کامنت نمیذارین.بی ادبای نامرد.اصلا خوبه وبمو ببندم.نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی خواتم بگم که تولد عشق زندگیم که بعضی هاتون باهاش آشنایی دارین نزدیکه.

تازه میخوام برم تهرااااان.برام دعا کنین ببینمش.یعنی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهم یه سر بزنید بد نیستا.

اآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآهای اونایی که به من آجی میگین و یعنی داداش و خواهر منین.پس کجااااااااااااااااایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:36 ] [ ghazale ] [ ]

عـاصی شدم ، بریـده ام از اینهمه عـذاب

از گـریـه هـای هـرشبـه ام روی رختـخواب

ده سال مـی شود کـه بـرایـم غـریبـه ای

ده سال مـی شود کـه خـرابـم...فقـط خـراب

شایـد تـو هـم شبیـه دلـم درد می کشی

شاید تـو هـم همیشـه خـودت را زدی بـه خـواب

از مـن چـه دیـده ای کـه رهـایـم نمی کنـی؟

جـز بیقـراری و غـم و انـدوه و اعتصـاب؟

جــز فکـرهـای منفـی و تصمیـم هـای بـد

جـز قـرصهـای صـورتـی ضـد اضطـراب؟

اصـلا تـو بـهترین بشـری!!مـن بـدم بـدم!

بگـذار تـا فرو بـروم تــــوی منــجلاب

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:33 ] [ ghazale ] [ ]

می دانی؟
 
یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است
 
و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

...
... باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:32 ] [ ghazale ] [ ]

دنبال وجهی می گردم
که تمثیل تو باشد
زلالی چشم هات
بی پایانی آسمان
مهربانی دست هات
...
نوازش گندمزار
و همین چیزهای بی پایان.
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟
ع. معروفی

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:32 ] [ ghazale ] [ ]

خانه ات زيباست

نقش هايت همه سحرانگيز است

پرده هايت همه از جنس حرير

خانه اما بي عشق ، جاي خنديدن نيست

جاي ماندن هم نيست

بايد از كوچه گذشت

به خيابان پيوست

و  تكاپوي كنان

عشق را  بر لب جوي و گذر عمر و خيابان جوئيد

عشق بي همهمه در بطن تحرك جاريست

*****

تن تماميت زيبايي پيراهن نيست

مهرباني با تن، مثل يك جامه بهم نزديكند

و اگر ميخواهيم روزهامان

همه با شبهامان

طرحي از عاطفه با هم ريزند

گاهگاهي بايد

به سر سفرهء دل بنشينيم

قرص ناني بخوريم

از سر سفرهء عشق

گامهامان بايد

همهء فاصله ها را امروز

كوتاه كنند

و سر انگشت تفاهم هر روز

نقب در نقب دري بگشايد

دري از عشق به باغ گل سرخ

"و بينديشيم بر واژهء "دوستت دارم

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:31 ] [ ghazale ] [ ]

بعد از اين بگذار قلب بي‌قراري بشكند
گل نمي‌رويد، چه غم گر شاخساري بشكند

بايد اين آيينه را برق نگاهي مي‌شكست
پيش از آن ساعت كه از بار غباري بشكند

گر بخواهم گل برويد بعد از اين از سينه‌ام
صبر بايد كرد تا سنگ مزاري بشكند

شانه‌هايم تاب زلفت را ندارد، پس مخواه
تخته‌سنگي زير پاي آبشاري بشكند

كاروان غنچه‌هاي سرخ، روزي مي‌رسد
قيمت لبهاي سرخت روزگاري بشكند

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:31 ] [ ghazale ] [ ]

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست 

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست 

در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست 

بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست 

عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد

پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست

[ شنبه 1392/01/24 ] [ 17:31 ] [ ghazale ] [ ]