¤حلقه عشق¤

halghe-eshgh

غم که نوشتن ندارد

نفوذ می کند در استخوان هایت

جاسوس می شود در قلبت

و آرام آرام از چشم هایت می ریزد بیرون …


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1393/08/15ساعت 18:21 توسط ghazale| |

این روزها جواب صداقت را با دروغ می دهند

جواب محبت را با بی محبتی می دهند

جواب با وفایی را با بی وفایی

و جواب دوستی را با دشمنی

چه خوب آرایه “ تضاد ” را به کار می برند


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1393/08/15ساعت 18:21 توسط ghazale| |

حوصله ام سر رفته است !

کاش میشد جای دست روی دست گذاشتـن

دست توی دستت می گذاشتم

نوشته شده در پنجشنبه 1393/08/15ساعت 18:20 توسط ghazale| |

بچه ها خیلی نامردیه من کنکور دارم وقت نمیکنم بیام شماها هم یه سر به من نمی زنید اگه آآآآآآآآپ نکنم.بااااااااااااااااااشه

نوشته شده در یکشنبه 1393/06/09ساعت 11:10 توسط ghazale| |

نیمه شب است.ستاره ها دنبال بهانه ای می گردند تا سایه ماه را بر بوم آسمان به تصویر بکشند.اشک هایم بر دامنت شکوفه ها لیز می خورد.باز من هستم و تکرار آه ها در دل غنچه های نشکفته.خسته ام.خواب سراغم را می گیرد و پلک هایم بر هم می افتد.تا سلام سپیده شب خوش.

نوشته شده در یکشنبه 1393/06/09ساعت 11:8 توسط ghazale| |

برایت از اشک هایم نمی نویسم تا لبخند هایت پژمرده نشود،برایت از غبار غم هایم نمی نویسم تا شیشه شادی هایت مکدر نشود.دلتنگی هایم را برایت نمی نویسم تا حتی لحظه ای دل آزرده نشوی.از پریشانی هایم،از تنهایی هایم،از دلواپسی هایم و از رنجی که بی تو می برم نیز،نمی نویسم چون دوست ندارم آشفته و دلواپس شوی.حتی همین چند سطری که الان نوشتم به آتش خواهم سپرد که مبادا باد آن را به دستت برساند.
نوشته شده در سه شنبه 1393/04/31ساعت 20:29 توسط ghazale| |

همه ما در زندگی به دنبال خوشبختی هستیم و تمام سعی و تلاشمان برای رسیدن به سعادت است ولی خیلی از ما به آن نمی رسیم،چون اصلا نمی دانیم خوشبختی چیست.ما به دنبال چیزی هستیم که تعریف مشخصی از آن نداریم و در حقیقت تکلیفمان با خودمان روشن نیست.هر کدام از ما خوشبختی را در چیزی می بیند که بعضی از آنها عامل رسیدن به خوشبختی نیست.هیچ کدام از آرزوها و رویاهای ما به تنهایی نمی تواند مارا خوشبخت کند.خوشبختی به طور معمول خیلی نزدیک تر و ملموس تر از آن است که فکرش را می کنیم.خوشبختی خیلی از وقت ها بخشی از وجود ماست.فقط کافی است کمی بیشتر توجه کنیم
نوشته شده در سه شنبه 1393/04/31ساعت 20:28 توسط ghazale| |

روی پنجره مه گرفته اتاق دلتنگیم از خاطرات گذشته می نویسم و روی آرزوهای برباد رفته خط می کشم.غربت لحظه هایم را آرام و بی صدا می گریم و به دوردست ها خیره می شوم،به نقطه ای که برای اولین بار نامت را صدا زدم.اما تو خیلی زود یادت رفت که تمام آرزوی من بودی.حتی یادت رفت در آخرین لحظه در دفترم چیزی برای یادگاری بنویسی.کاش بودی و خاطرات پاره پاره مان را از دست باد می گرفتی
نوشته شده در سه شنبه 1393/04/31ساعت 20:27 توسط ghazale| |

تنهایی...

بعضی از انسان ها چه آسان چشم بر محبت آنهایی که دوستشان دارند می بندند.صدای دوستت دارمشان را نمی شنوند.پا روی قلبی می گذارند که به خاطر آنها می تپد و بی اعتنا از کنار احساس آنها رد می شوند.کاش اینگونه آدم ها سری به عالم دوستی و محبت می زدند تا دنیای ما از دنیای فرشته ها زیباتر میشد و هیچکس غم تنهایی را تجربه نمی کرد صدای شادی از خانه دل ها به گوش می رسید

نوشته شده در شنبه 1393/04/14ساعت 18:35 توسط ghazale| |

باران نگاهت...

باران نگاهت را بر من ببار و بگذار زیر این باران زلال پاک شوم.دستهای ناتوان و خسته ام را بگیر،بگذار توانی برای برخاستن داشته باشم.تبسم زیبایت را از من دریغ مدار،بگذار نسیم محبتت را با تمام وجود احساس کنم و در شادی در کنار تو بودن غرق شوم

نوشته شده در شنبه 1393/04/14ساعت 18:35 توسط ghazale| |


Design By : Night Skin